3-6- روش تجزیه و تحلیل‌55
3-6-1- مدل‌یابی معادلات ساختاری55
3-6-1- 1- نرم افزار مورد استفاده56
3-6-1-2- شاخص های برازش در آموس58
3-6-2- آزمون نرمال بودن دادهها60
3-6-3- ضریب همبستگی60
فصل چهارم61
4-1- مشخصات پاسخ دهندگان و جامعه آماری62

4-1-1- آمار توصیفی سوالات69
4-2- آمار استنباطی70
4-2-1- نتایج بررسی روایی71
4-2-2- نتایج بررسی پایایی76
4-2-4- همبستگی بین متغیرهای پژوهش77
4-3- یافته‌های تحقیق78
4-3-1- مدل معادلات ساختاری78
4-3-2- تحلیل مدل های ساختاری80
4-3-3- بررسی فرضیه‌های اصلی تحقیق82
فصل پنجم85
5-1- بحث و نتیجه گیری86
5-1-1- فرضیه اصلی87
5-1-2- فرضیههای جانبی89
5-1-2-1- فرضیه جانبی 189
5-1-2-2- فرضیه جانبی 289
5-1-2-3- فرضیه جانبی 389
5-1-2-4- فرضیه جانبی 490
5-1-2-5- فرضیه جانبی 590
5-1-2-6- فرضیه جانبی 690
5-2- پیشنهادهای برگرفته از پژوهش90
5-2-2- پیشنهاد پژوهشی92
5-3- محدودیت ها93
منابع ومآخذ94
منابع فارسی95
منابع انگلیسی95
پیوست ها100
پرسشنامه101

فهرست جداول
جدول 2- 1- وجوه تمایز بین الگوی سازمانی ارگانیک و مکانیک27
جدول 2-2- مقایسه زنجیره عرضه ناب و چابک: مشخصات متمایزکننده (میسون جونز و دیگران، 2000)36
جدول 2-2- مدل تحولی: خلاصه تغییرات در نوع زنجیره عرضه (جانسون، 1993)39
جدول 4-1- عنوان پاسخ‌دهندگان63
جدول 4-2- مشخصات کسب و کار پاسخ‌دهندگان64
جدول 4-3- تعداد مراحل اصلی پردازش و وضعیت یک‌پارچگی64
جدول 4-4- فعالیت‌های مرتبط با سرویس اصلی65
جدول 4-5- تعداد کارکنان در شرکت (تعداد و درصد)65
جدول4-6- عمر فعالیت شرکت‌های پاسخ‌دهنده66

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول 4-7- موقعیت کلی شرکت‌ها در بازارهای اصلی خود67
جدول 4-8- تعداد رقبای کاری اصلی67
جدول 4-9- تعداد تامین‌کنندگان68
جدول 4-10- تعداد مشتریان68
جدول 4-11- آمار توصیفی متغیرهای مشاهده شده70
جدول 4-12- نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرحله اول (CFA) برای گویههای پرسش نامه72
جدول 4- 14- شاخص‌های برازش مدل های تحلیل عاملی تأییدی76
جدول4-15 – ضریب آلفای کرونباخ متغیرهای اصلی تحقیق77
جدول 4-16- میانگین، انحراف معیار و همبستگی متغیرها78
جدول4-17- شاخص‌های برازش مدل نظری تحقیق80
جدول4-18- خلاصه نتایج آزمون روابط82
فهرست شکل ها
شکل2-1- تغییر در اولویت های رقابتی تولید(تینگ چی، 2006)18
شکل 2-2- ساختار مکانیکی در مقابل ساختار ارگانیکی (تایچی، 1997)23
شکل 2-3- مقایسه رویکردهای ناب و چابک در شرایط عدم قطعیت(تینگ چی، 2009)37
شکل 2-4- بررسی تفاوت های ساختاری زنجیره تامین چابک و ناب (کریستوفر، 1998)40
شکل 2-5 – مدل تئوری پژوهش با اقتباس از مدل تینگ چی و همکاران (2009)47
شکل 4-1- عنوان پاسخ‌دهندگان63
شکل4-2- عمر فعالیت شرکت‌های پاسخ‌دهنده66
شکل 4-3- مدل تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول تحقیق71
شکل 4-4 مدل برازش شده تحقیق برای شرکت های با عملکرد بالا79
شکل 4-5- مدل برازش شده تحقیق برای شرکت های با عملکرد پایین79
1-1- مقدمه
در طول چهل سال گذشته، ماهیت محیط کسب ‌و ‌کار با ترکیبی از تغییرات الگوی تقاضا، تغییرات تکنولوژی و جهانی شدن، دچار دگرگونی شده‌است. امروزه نیازهای بازار، ناپایدار و پراکنده شده‌است و مانند گذشته نمی‌توان مشتریان را به‌راحتی طبقه‌بندی کرد. آن‌ها تقاضای ارزش بالاتر، تنوع بیش‌تر، خدمات بهبود یافته در زمان کم‌تر و شتاب در نوآوری محصول را دارند (خیمتریکس، 2004). دیکن(2003) بیان می‌دارد از دهه 80 میلادی، شتاب گرفتن پیشرفت در تولید، ارتباطات، اطلاعات، و فن‌آوری‌های حمل و نقل، به همراه توجه به ایده بازار آزاد، موجب آشفتگی تدریجی محیط کسب‌ و ‌کار به‌دلیل افزایش تنوع، سرعت تغیرات غیر قابل پیش بینی، پیچیدگی و فشار رقابتی شد (تینگ چی، کیلداف و گراگیا، 2009).
پپیشرفت در تولید، ارتباطات، اطلاعات و انتقال تکنولوژی به همراه تفکر بازار آزاد، باعث تحرک جغرافیایی خدمات و محصولات شدهاست (دیکن، 2003). همراه با آزاد شدن تجارت جهانی و بازارهای مالی، اقتصاد جهانی به هم پیوسته رو به فزونی پدیدار گشت و مرزهای بازار تعریف مجدد شد، به طوری که حرکت به سمت برون سپاری از نتایج بهوجود آمدن زنجیره تامین جهانی بوده است. پدیدار شدن رقابت در عرصه جهانی باعث بهوجود آمدن نوآوری تولید و چرخه عمر کمتر محصولات شده است.
با توسعه سریع فناوری اطلاعات در سال‌های اخیر و کاربرد وسیع آن در مدیریت زنجیره تامین، بسیاری از فعالیت‌های اساسی مدیریت زنجیره با روش‌های جدید درحال انجام است. این دیدگاه که موفقیت یا شکست یک سازمان، در نهایت توسط زنجیره تامین آن مشخص می‌شود، بطور گسترده‌ای مورد پذیرش قرار گرفته‌است (برای نمونه، چوپرا و میندل، 2001؛ لمبرت و کوپر، 2000؛ میسون-جونز، نیلور و تاویل، 2000). امروزه اکثر شرکت‌های موفق نگاهشان به سمت طراحی زنجیره تامین مناسبی است که با استراتژی های رقابتی و محیط کسب‌و‌کار ایشان تطابق داشته‌باشد، و این موضوع یکی از استراتژی‌های مهم در دست‌یابی به جایگاه رقابتی پایا در بازار کاملاً رقابتی جهانی می‌باشد (فردندال و هیل، 2001؛ سیمچی-لوی و دیگران، 2003).
در فصل حاضر کلیات پژوهش ارائه شده است. در فصل دوم ادبیات و پیشینه پژوهش آمده است. در فصل سوم روش شناسی پژوهش تبیین شده است و در فصل چهار به بیان یافتههای این پژوهش پرداخته شده است. در نهایت، نتیجه گیری و پیشنهادات منتج از این پژوهش در فصل پنج ارائه شده است.

1-2- بیان مساله و تبیین موضوع
هندفیلد و نیکولز (1999) بیان می‌کنند با توجه به چالش‌های روز افزون در محیط رقابتی، آشکار است که شرکت‌های موفق نه تنها بایستی بهتر از رقبای خود فعالیت نمایند، بلکه می‌بایست به‌طور مداوم خود را با تغییرات وفق دهند (به نقل از تینگ چی و همکاران، 2009). در مواجهه با تغییرات اگر سازمان آمادگی لازم را برای پذیرش تغییرات از درون خود نداشته‌باشد و در مقابل آن مقاومت نشان‌دهد، لاجرم به سمت نابودی خواهد‌رفت. باید اذعان داشت که پیچیدگی پدیده تغییر از آن جهت است که فرآیندی دینامیک بوده و از تعامل متقابل عوامل مختلف به‌وجود‌ می‌آید، و تمامی این عوامل و متغیرهای آن در رابطه علت و معلولی با یکدیگر، ساز و کاری به‌وجود می‌آورند که درک و تحلیل آن را مشکل می‌سازد. از این رو تشخیص جهت مناسب تغییر، دشوار می‌گردد.
سازمان‌ها تا زمانی که برای بقاء تلاش می‌کنند و خود را نیازمند حضور در عرصه ملی و جهانی می‌‌دانند، باید اصل بهبود مستمر1 را سرلوحه فعالیت خود قرار ‌دهند. این اصل حاصل نمی‌شود، مگراینکه زمینه دست‌یابی به آن با بهبود مدیریت عملکرد امکان‌پذیر ‌شود. این بهبود را می‌توان با گرفتن بازخورد لازم از محیط درونی و پیرامونی، تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهدیدهای سازمان، مسئولیت‌پذیری و جلب رضایت مشتری و با ایجاد و بکارگیری سیستم ارزیابی عملکرد با الگوی متناسب، ایجاد کرد. لذا گرفتن بازخورد مناسب و به موقع از محیط پرتلاطم کسب و کار برای بهبود عملکرد شرکتها امری ضروری می‌باشد. محیط کسب ‌و‌ کار متشکل از هزاران نیرویی که در کوتاه مدت، فراتر از کنترل مدیریت است بوده و در نتیجه تهدید و همچنین فرصت‌هایی را برای شرکت‌ها ایجاد می‌کند. بنابراین در انتخاب استراتژی های شرکت، از جمله انتخاب اولویت‌های رقابتی، محیط نقش تعیین کننده‌ای دارد. همچنین امروزه اکثر شرکت‌های موفق نگاهشان به سمت طراحی زنجیره تامین مناسبی است که با استراتژی های رقابتی و محیط کسب‌و‌کار ایشان تطابق داشته‌باشد و این موضوع یکی از استراتژی‌های مهم در دست‌یابی به جایگاه رقابتی پایا در بازار کاملاً رقابتی جهانی می‌باشد.
تغییرات برای هر شرکتی منحصر به فرد می‌باشد و شرکتها بایستی با توجه به این تغییرات منحصر به فرد، خود را با آن سازگار نمایند. جهت سازگار شدن با محیط، شرکتها مجبور به پذیرش ملاحظاتی در اتخاذ استراتژیها و ساختارهای درونی و بیرونی خود می‌باشند.از آنجا که تعداد شرکتهای قطعه ساز شهرکهای صنعتی استان سمنان قابل توجه می‌باشد، و از آنجا که ورود بی سابقه رقبای خارجی به این صنعت، رقابت را بیش از پیش شدیدتر کرده است طوری که تعدادی از این شرکت ها طبق آمار شرکت شهرک های صنعتی مجبور به تعطیلی شده اند، گرفتن بازخور از محیط و همسویی استراتژیک، می‌تواند عملکرد این شرکت ها را بهبود داده تا بتوانند برای خود مزیت رقابتی ایجاد کرده و به بقای خود ادامه دهند. بنابر این پژوهش در صدد آن است که تا با بررسی اثر مشخصه های محیطی کسب و کار؛ که تغییرات مداوم و رو به فزونی محیط جزئی از آن می‌باشد؛ بر ساختار ها؛ همانند ساختار زنجیره تامین؛ و استراتژی هایی که توسط شرکت ها انتخاب می‌شوند؛ همچون انتخاب اولویت های رقابتی؛ نشان دهد اگر این مولفه ها با یکدیگر رابطه داشته باشند و همسو باشند، عملکرد کسب و کار شرکت در سطح بالاتری خواهد بود و باعث بقای شرکتها خواهد شد. بعبارتی استفاده از استراتژی های شرکت های موفق و حتی مشابه دیگر، نمی‌تواند شرط لازم و کافی برای عملکرد بالا باشد بلکه انتخاب استراتژی های شرکت بایستی با توجه به خصیصه های محیطی همان شرکت صورت پذیرد.

1-3- ضرورت و اهمیت انجام تحقیق
در دو دهه 60 و 70 میلادی، سازمان‌ها برای افزایش توان رقابتی خود تلاش می‌کردند تا با استانداردسازی و بهبود فرآیندهای داخلی خود محصولی با کیفیت بهتر و هزینه کم‌تر تولید کنند. در آن زمان تفکر غالب این بود که مهندسی و طراحی قوی و نیز عملیات تولید منسجم و هماهنگ پیش‌نیاز دست‌یابی به خواسته‌های بازار و درنتیجه کسب سهم بیشتری از بازار است. به همین دلیل سازمان‌ها تمام تلاش خود را بر افزایش کارایی معطوف می‌کردند. در دهه 80 میلادی با افزایش تنوع در الگوهای مورد انتظار مشتریان، سازمان‌ها به طور فزاینده‌ای به افزایش انعطاف پذیری در خطوط تولید و توسعه محصولات جدید برای ارضای نیازهای مشتریان علاقه‌مند شدند. در دهه 90 میلادی، به همراه بهبود در فرآیندهای تولید و به‌کارگیری الگوهای مهندسی مجدد، مدیران بسیاری از صنایع دریافتند که برای ادامه حضور در بازار، تنها بهبود فرآیندهای داخلی و انعطاف‌پذیری در توانایی‌های شرکت کافی نیست؛ بلکه تامین‌کنندگان قطعات و مواد نیز باید موادی با بهترین کیفیت و کم‌ترین هزینه تولید کنند، و توزیع‌کنندگان محصولات نیز باید ارتباط نزدیکی با سیاست‌های توسعه بازار تولیدکننده داشته باشند. با چنین نگرشی، رویکردهای زنجیره تامین و مدیریت آن، پا به عرصه وجود نهاد.
در سال‌های گذشته مطالعات بسیاری روی هم‌ترازی بین ساختار زنجیره تامین و دیگر عوامل کلیدی، چه به‌صورت مفهومی و چه به‌صورت تجربی صورت گرفته‌است. قسمت عمده تحقیقات انجام شده پیرامون مدیریت زنجیره تامین، در خصوص عملیات خرده‌فروشی (برای نمونه، آبرناتی و دیگران، 1999؛ گراگیا و دیگران، 2001؛ هانتر و دیگران، 2002؛ کو، کینکید و براون، 2000)، استفاده از فناوری‌های نوآورانه همانند فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیک، مهندسی مجدد فرآیندها جهت افزایش سرعت و انعطاف زنجیره تامین (برای نمونه، بویر و مک درموت، 1999؛ فیشر، 1997؛ جوشی، کاتوریا و پورث، 2003) و سیستم پشتیبانی تصمیم‌گیری همانند شبیه‌ساز تخصیص منابع و منطق فازی که قابلیت زنجیره تامین در تخصیص منابع را مدل نموده‌اند (برای نمونه، آلتینوز، کیلداف و وینچستر، 2001) بوده‌است. ضمنا تحقیقاتی نیز برای بیان رابطه بین ساختار سازمانی و محیط سازمان انجام شده‌است (برای نمونه، دس و برد، 1984؛ مینتزبرگ، 1979؛ رابینز و دیکنزو، 2004؛ اسمیت و ریس، 1999). هرچند پشتیبانی تئوری از مدل ارتباطی مشخصه های محیطی کسب و کار، اولویت رقابتی، ساختار زنجیره تامین و عملکرد کسب‌و‌کار شرکت انجام شده است، اما تحقیقی با بررسی جامع همه عوامل ذکر شده و نیز بررسی تجربی آن انجام نشده‌است؛ و این یک شکاف در تحقیقات صورت گرفته می‌باشد.
بنابراین پژوهش حاضر درصدد آن است تا با بررسی همه این عوامل در کنار یکدیگر، این شکاف را پر نماید. باتوجه به افزایش تغییرات محیطی در سالهای گذشته و تعطیلی تعدادی از شرکتهای جامعه مورد مطالعه به دلیل عدم توجه به محیط کسب و کار و نیاز مشتریان به مقولههایی مانند کیفیت و هزینه در زمان کمتر، شرکتهای قطعه ساز خودرو در شرکت شهرکهای صنعتی سمنان جهت حفظ بقا و داشتن عملکرد بهتر نسبت به رقبای خود باید با یکسو کردن محیط کسب و کار، اولویت‌های رقابتی و ساختار زنجیره تامین (همسویی استراتژیک) به عملکرد بهتری دست یابند.

1-4- کاربردهای تحقیق
نتایج و یافته‌های این پژوهش هم در شرکت‌های تولیدی و هم در سازمان‌ها می‌تواند کاربرد داشته‌باشد. با شناخت این‌که هم‌ترازی بین مشخصه‌های محیطی کسب‌و‌کار، اولویت‌های رقابتی و ساختار زنجیره تامین در عملکرد تاثیر دارد، شرکت‌ها به سوی انتخاب ساختار زنجیره تامین و اولویت‌های رقابتی خود با توجه به محیط کسب‌‌و‌کار منحصر به فردشان می‌روند تا هم بتوانند در محیط رقابتی بقا داشته باشند و هم عملکردشان را بهبود بخشند.
1-5- اهداف تحقیق
هدف اصلی:
* بررسی رابطه بین همسویی مشخصه‌های محیطی کسب و کار، اولویت‌های رقابتی و ساختار زنجیره تامین با عملکرد کسب‌وکار.
اهداف جانبی:
1- بررسی تاثیر مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار شرکت‌های قطعه ساز خودروی استان سمنان بر عملکرد آنها.
2- بررسی تاثیر مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار شرکت‌های قطعه ساز خودروی استان سمنان بر اولویت های رقابتی اتخاذ شده توسط آنها.
3- بررسی تاثیر مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار شرکت‌های قطعه ساز خودروی استان سمنان بر ساختار زنجیره تأمین آنها.
4- بررسی تاثیر انتخاب اولویت‌های رقابتی بر ساختار زنجیره تامین، در شرکت‌های قطعه ساز خودروی استان سمنان.
5- بررسی تاثیر انتخاب اولویت‌های رقابتی بر عملکرد، در شرکت‌های قطعه ساز خودروی استان سمنان.
6- بررسی تاثیر ساختار زنجیره تأمین بر عملکرد شرکت‌های قطعه ساز خودروی استان سمنان
1-6- فرضیه‌های تحقیق
فرضیه اصلی:
همسویی بین مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار، اولویت‌های رقابتی و ساختار زنجیره تامین بر عملکرد کسب و کار شرکت اثرگذار است.
فرضیه‌های جانبی:
فرضیه 1: مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار بر عملکرد شرکت، اثرگذار است.
فرضیه 2 : مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار بر اولویت های رقابتی شرکت، اثرگذار است.
فرضیه 3: مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار بر ساختار زنجیره تأمین شرکت، اثرگذار است.
فرضیه 4: انتخاب اولویت‌های رقابتی بر ساختار زنجیره تامین، اثرگذار است.
فرضیه 5: انتخاب اولویت‌های رقابتی بر عملکرد شرکت، اثرگذار است.
فرضیه 6: ساختار زنجیره تأمین بر عملکرد شرکت، اثرگذار است.

1-7- قلمرو مکانی و زمانی پژوهش
هر پایان‌نامه در حوزه علوم اجتماعی بویژه مدیریت در واقع در زمره تحقیقات کاربردی است. با توجه به اینکه آگاهی از سازمان، گروه، قشر یا جامعه ای که در آن تحقیق صورت می‌گیرد، می‌تواند بردرک بهتر فرایند و دستاوردهای تحقیق تاثیر دارد. از این رو تعریف و شناخت جامعه آماری ضرورت دارد (خاکی، 1386).
قلمرو مکانی: جامعه آماری در این پژوهش عبارتست از مدیران ارشد آشنا به استراتژیها و فعالیتهای شرکت در شرکت های صنعتی قطعه ساز خودرو استان سمنان.
قلمرو زمانی: موضوع تحقیق حاضر به فاصله زمانی 1/2/92 تا 30/5/93 مربوط می شود که در اردیبهشت ماه 92 کار آغاز گردید و در مردادماه 93 پایان یافت.
1-8- تعاریف عملیاتی متغیرهای پژوهش
1-8-1- مشخصه‌های محیطی کسب ‌و‌ کار
وارد و دیگران (1996) پیشنهاد می‌کنند که در تمام تحقیقات پیرامون مدیریت استراتژیک و مدیریت عملیات، عوامل محیطی بایستی در‌نظر گرفته‌شوند. به طور کلی، محیط کسب ‌و‌ کار متشکل از هزاران نیرویی که در کوتاه مدت، فراتر از کنترل مدیریت است بوده و در نتیجه تهدید و همچنین فرصت‌هایی را برای شرکت‌ها ایجاد می‌کند.
پژوهش چهار بعد را برای محیط درنظر گرفته است: میزان پویایی، پیچیدگی، تنوع، و حمایت ( که به صورت خصومت مورد ارزیابی قرار میگیرد.)، که این ابعاد با توجه به تصمیم گیری استراتژیک، مهم‌ترین ابعاد مشخصه‌های محیطی می‌باشند و توسط طیف 5 گزینهای مورد سنجش قرار گرفتهاند..
1-8-2- اولویت‌های رقابتی
اصطلاح “اولویت های رقابتی” به طور گسترده‌ای برای توصیف انتخاب قابلیت رقابتی شرکت‌ها مورد استفاده قرار گرفته‌است. شرکت‌هایی که بر هزینه به عنوان یک اولویت رقابتی تاکید دارند، بر کاهش هزینه‌های تولید، افزایش بهره‌وری، به حداکثر رساندن استفاده از ظرفیت و کاهش موجودی انبار تمرکز دارند.
در پژوهش حاضر توسط مقیاسهای پنچ گزینهای چهار اولویت رقابتی هزینه ،کیفیت ، زمان ، انعطاف پذیری به‌عنوان عوامل حساس موفقیت (CSF)2 مود سنجش قرار گرفتهاند..
1-8-3- ساختار زنجیره تامین
زنجیره تامین در صورت مدیریت فعالانه و یا عدم مدیریت فعالانه شرکت وجود دارد. در واقع، ساختار زنجیره تامین، ماهیت فعالیت‌های زنجیره تامین، کارایی و اثربخشی زنجیره تامین و رابطه با دیگر اعضای زنجیره تامین را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بر پایه پژوهش‌ها، تحقیق پیرامون ساختار زنجیره تامین به طور گسترده‌ای به تحقیق در ساختار و طراحی سازمان وابسته است.
این پژوهش سه نوع ساختار را برای زنجیره تامین تعریف می‌نماید: ناب، چابک و ترکیبی. این طبقه‌بندی، وضعیت کلی ساختار زنجیره تامین را توصیف می‌کند و با مطالعات جریان اصلی در نوع شناسی و ویژگی های زنجیره تامین نیز سازگار است (برای نمونه، نایلور و دیگران، 1999؛ فیشر، 1997؛ هانگ و دیگران، 2002).
1-8-4- عملکرد کسب‌‌و‌کار
سیستم ارزیابی عملکرد با الگوی مناسب به انعطاف‌‌پذیری برنامه‌ها و اهداف و ماموریت‌ سازمان‌ها در محیط پویای امروزی کمک قابل توجهی می‌نماید. ارزیابی و اندازه‌گیری عملکرد و توسعه آن به فرهنگ‌سازی و ارتقاء فرهنگ سازمانی نیاز دارد. عوامل متعددی جهت اندازه‌گیری عملکرد کسب‌‌و‌کار در تحقیقات آمده‌است، همانند ROI، ROS و … که همگی بر اهمیت محیط کسب‌‌و‌کار، تصمیمات استراتژیک و زنجیره تامین روی عملکرد کسب‌‌و‌کار تاکید دارند.
براساس تحقیقات گذشته، در این پژوهش، عملکرد کسب‌‌و‌کار با استفاده از ادراک مخاطب از عملکرد و در طیف پنج گزینهای اندازه‌گیری می‌شود.

این بخش به بررسی ادبیات مرتبط با مدیریت زنجیره تامین، رابطه بین مشخصه‌های محیطی کسب و کار اولویت‌های رقابتی، ساختار زنجیره تامین و عملکرد کسب و کار میپردازد.
در طی دو دهه گذشته پژوهشگران دانشگاهی و صنعتی بسیاری به معرفی مدیریت زنجیره تامین پرداخته‌اند. به‌ طور کلی اجزاء اصلی این تعریف‌ها شامل این موارد بوده‌است:
1. هدف فلسفه مدیریت، 2. گروه هدف، 3. اهداف، 4. ابزارهای مورد نیاز جهت تحقق این اهداف (استادلر و کلیگر، 2000).
در راستای هدف کم کردن هزینه و افزایش سودآوری زنجیره تامین، پژوهش‌های بسیاری بر بهبود شبیه سازی ریاضی در کل زنجیره تامین صورت گرفت، همانند مدل کمینه کردن انبار در زنجیره تامین (توماس و گریفین، 1996). تنوع شرایط محیطی کسب و کار و اولویتهای رقابتی، به‌ویژه در زنجیره تامین بلند و متنوع، بهینه‌سازی ایدهآل را تقریبا غیرممکن مینماید.
اکثر پژوهش‌های اخیر پیرامون مدیریت زنجیره تامین، در جهت داشتن مزیت رقابتی پایدار در بازار امروزی، به این نتیجه رسیدهاند که اکثر شرکتها، بهبود اولویتهای رقابتی و اجرای ساختار زنجیره تامین خود را طبق محیط کسب و کار خود انجام میدهند. به عبارت دیگر، برای اکثر شرکتها ساختار زنجیره تامین مناسب باید ارتباط مستقیمی با مشخصههای محیطی کسب و کار، همانند دانش بنیان بودن محیط، ماهیت محصول، مشتریان و رقبا، مشخصه‌های جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی (دی گروت، 1994؛ فاین، 1998؛ رندال، مورگان و مورتون، 2003)، و اولویتهای رقابتی، همانند هزینه کم، سرعت خدمترسانی، انعطافپذیری و کیفیت (هایس و ویلرایت، 1984) داشته باشد.در بلندمدت، مزیت رقابتی سرمایه زنجیره تامین تنها از طریق سرمایه‌گذاری در فن‌آوری حاصل نمیشود، بلکه تنها زمانی که بین ساختار زنجیره تامین، اولویتهای رقابتی و مشخصههای محیطی کسب و کار همسویی وجود داشته باشد به‌دست می‌آید (دی گروت، 1994؛ فیشر، 1997؛ رندال و دیگران، 2003؛ وارد، دورای، لئونگ و سام، 1995). وجود ناهمسویی بین این مؤلفهها باعث آشفتگی بین تواناییها و هدر رفتن منابع میشود. در نتیجه، شرکت بهره کامل از مدیریت زنجیره تامین نخواهد برد.

2-1- مبانی نظری
2-1-1- محیط کسب و کار
سازمانها در اصل بر اساس تصورات و دانستنی‌های بنیانگذاران، مسئولان و متخصصان آن شکل می‌گیرد. برای تاسیس هر سازمان و پیشبرد فعالیتهای آن میتوان از طریق فرآیند‌های نظری سازمان به طراحی و تحلیل پرداخت. با توجه به موانع ادراکی انسان، در بعضی مواقع مشکل شناسایی هویت سازمان پیش میآید. در تبیین محیط سازمان نیز چنین مسئله‌ای یافت میشود. محیط سازمانها را عموما خود سازمانها به وجود میآورند. سازمانها در چارچوب محیط تصمیم‌گیری مینمایند؛ از هدف‌ها، ماموریتها، استراتژیها و سیاستهای کلان محیط پیروی می‌کنند و برای کسب موفقیت به سیاستگذاری روی میآورند.
شناخت و طبقه‌بندی محیط سرآغاز هرگونه بهره‌گیری از منابع و منافع محیطی و توانمند شدن برای تامین تقاضاهای محیطی است. مدیران با تحلیلهای برونی و درونی سازمان میتوانند حوزه و قلمرو تصمیم‌ها و برنامه‌ریزی‌های سازمان خود را تبیین نمایند. مدیران برای آن‌که بتوانند عرضه فرآورده‌ها و خدمات خود را در راستای نیازهای جامعه و در سطح انتظارات و معیارهای جامعه قرار دهند بایستی درک مناسبی از محیط، ساختار، رفتار متغیرها و طبقه‌بندی ساز و کارهای محیطی داشته‌باشند. به هرحال محیط تنها منبع تامین کننده داده‌های سازمان و تنها مصرف‌کننده ستاده های آن است (حمیدی، 1390). محیط مجموعه ای متشکل از شرایط، نیروها، عوامل و مولفههای خارجی است که بر عملکرد سازمان اثر میگذارند و سازمان کنترل کمی بر آن‌ها دارد. (رضاییان، 1377 و رابینز، 1376)
این عوامل نیروهایی را بر سازمان وارد می‌کند که چنان‌چه در جهت حرکت سازمان و در برگیرنده منافع بالقوه‌ای برای آن باشد “فرصت”، و چنان‌چه به صورت بالقوه بازدارنده حرکت سازمان و در برگیرنده زیان‌هایی برای آن باشد “تهدید” خوانده می‌شود. منشاء این نیروها شامل: رقبا، تأمین‌کنندگان، توزیع‌کنندگان، مشتریان، کارکنان، اتحادیه‌ها، سهام‌داران و … هستند .برای تبیین عوامل محیطی الگوهای متعددی ارائه شده‌است. یکی از این الگوها، الگوی PEST می‌باشد که محیط کسب و کار را با چهار گروه عوامل سیاسی (P)3، اقتصادی (E)4، اجتماعی (S)5 و فن‌آوری (T)6 تعریف می‌کند .
الگوی پورتر نیز برای محیط پنج گروه از عوامل را پیشنهاد می‌کند. این گروه‌ها عبارتند از رقبای اصلی، مشتریان، تأمین‌کنندگان ، تازه‌واردان به صنعت و کالاهای جایگزین. آندروگرو گروه ششم را با عنوان کالاهای مکمل به این الگو اضافه می‌کند .
برای اثربخشی یک استراتژی باید این عوامل و مولفه‌های آن به‌درستی درک شود، و در مرحله تدوین و پیاده سازی مورد ملاحظه قرار گیرد . اولین شرط برای اثربخشی استراتژی شناخت عوامل محیط است. برای این امر باید به درستی تشخیص داد که:
قواعد موفقیت ساز در کسب و کار چیست؟ ارزش از دیدگاه مشتری شامل چه عواملی است؟ گلوگاه‌های اصلی صنعت در پاسخ‌گویی به این ارزش‌ها کجاست؟ روندهای مهم سیاسی، اجتماعی و فن‌آوری چگونه بر این ارزش‌ها و گلوگاه‌های آن تأثیر می‌گذارند؟ نقاط قوت و ضعف رقبای اصلی چیست؟ استراتژی آن‌ها چیست؟
بصیرت نسبت به این عوامل مشخص می‌سازد که فرصت‌ها (و تهدیدات) سازمان به منظور خلق ارزش بیشتر برای مشتری (نسبت به رقبا) کجاست. عملکرد استراتژی به فعالیت رساندن منافع نهفته در فرصت ها (یا کاهش خسارات ناشی از تهدیدات) است و اثربخشی آن در گروی بصیرت نسبت به این عوامل است. پیچیدگی کار از آنجا آغاز می‌شود که بسیاری از این عوامل پایدار نیستند و با زمان تغییر می‌کنند. این ناپایداری، عمر اثربخشی استراتژی را محدود می‌سازد. عمر استراتژی محدود به اعتبار عوامل زیربنایی آن است و با تغییر این عوامل، اثربخشی آن (درخلق ارزش برای مشتری و مزیت رقابتی برای سازمان) به پایان می‌رسد.
درک محیط، همواره رکن جداناپذیری از استراتژی بوده‌است. محیط، بستر شکل‌گیری و عملکرد استراتژی است و در این امر عوامل زیربنایی مانند: عوامل فرهنگی، حکومتی و اجتماعی و عوامل کنشی مانند: مشتریان، رقبا، سهام‌داران و تأمین‌کنندگان، نیروهای مساعد و نامساعد را متوجه سازمان می‌سازند. استراتژی حاصل تعامل بین سازمان (عوامل داخلی) و محیط (عوامل خارجی) و اثربخشی آن در گروی درک صحیح و پاسخ‌گویی مناسب به محیط کسب و کار است. بدون این امر (شناخت و پاسخگویی به محیط) حرکت‌های استراتژیک کم ثمر و پرخطر خواهدبود. اما درک محیط کاری پیچیده است، و این پیچیدگی به‌کارگیری ابزار و متدولوژی معمول استراتژی را با مشکلات اساسی مواجه می‌سازد. این پدیده طی چهار دهه گذشته پیش‌رانه‌ای برای تکامل رویکردهای استراتژی بوده‌است.
محیط کسب و کار کنونی، محیط تغییر و دگرگونی‌های سریع است. این تغییرات باعث شده است که صاحب‌نظران در دهه‌های اخیر، بحث‌های گسترده‌ای را در زمینه ضرورت توجه به عوامل محیطی در مطالعه سازمان‌ها مطرح کنند. منظور از عوامل محیطی مجموعه‌ای از ویژگی‌های قابل اندازه‌گیری محیطی است که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم توسط سازمان ادراک می‌شوند و بر عملیات آن موثر هستند. صرف‌نظر از تعاریف مختلف از محیط یا عوامل محیطی، مطالعه تاثیر تغییرات محیطی بر جنبه‌های مختلف سازمان از جمله ساختار سازمان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. اریک کلمونز طی مقاله‌ای که در نشریه دانشگاه هاروارد منتشر ساخته‌است، محیط کسب و کار قرن بیست‌و‌یکم را با ویژگی‌هایی نظیر: تغییرات ویران‌ساز، فرصت‌های زودگذر، عدم قطعیت و بی‌نظمی توصیف می‌کند. دو عامل در ایجاد این شرایط نقش عمده‌ای داشته‌اند: تحولات فن‌آوری و روند جهانی‌سازی. تحولات فن‌آوری مستمراً ماهیت کسب و کار را درهم می‌ریزد و هر روز قواعد جدیدی را بر این عرصه حاکم می‌کند. پول الکترونیک، اقتصاد دیجیتال، تجارت الکترونیک و شبکه ارتباط جهانی تنها مثال هایی برای این موضوع است. این فن‌آوری حیطه تأثیرگذاری و تأثیرپذیری پدیده‌ها از یکدیگر را توسعه داده و جریان اطلاعاتی را شدت می‌بخشد. در کنار جریان اطلاعاتی، پدیده جهانی‌سازی نیز جریان سرمایه و کالا را تشدید و بدون مرز می‌سازد. نتیجه این روندها افزایش تعداد عوامل موثر بر جریان کسب و کار و آشفتگی محیط سازمان است (تینگ چی و همکاران، 2009).
در شرایط آشفتگی، قواعد بازی دائم در حال تغییر است و برای یک سازمان هیچ مزیت پایداری به جز قابلیت تطابق مستمر با محیط وجود ندارد. تطابق با محیط به مفهوم تغییر مشخصه‌های سازمان، برای کارکرد بهره‌ور و مزیت‌بخش در یک شرایط محیطی به‌خصوص است. هرچه خصوصیات محیط متنوع‌تر و تحولات آن بیش‌تر باشد این تطابق پیچیده‌تر و در عین حال حیاتی‌تر می‌شود. این شرایط و الزمات آن، عصر حاضر را به نحو بارزی از دوران گذشته متمایز ساخته‌است.
تحولات محیط کسب و کار امروز پی‌در‌پی و بی‌قاعده است. این تحولات در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فن‌آوری و … هر روز دنیای تولید و تجارت را با سردرگمی و چالش‌های جدیدی مواجه می‌سازد. آیا سیستم‌های عامل با کدهای باز به زودی سیستم‌های عامل بر مبنای ویندوز را از بازار به حاشیه می‌راند و جایگزین آن می شود؟ آیا فن‌آوری خودروهای هیدروژنی می‌تواند از اهمیت استراتژیک سوخت فسیلی و صاحبان آن بکاهد؟ آیا دست‌آوردهای فن‌آوری زیستی زیربنای بهداشت جهانی را از درمان به پیشگیری های ژنتیکی تبدیل خواهدساخت؟ آیا روند سیاسی- اقتصادی کشورهای اروپایی و خاور دور، چشم انداز جدیدی برای قطب‌بندی جهانی در بر دارد؟ پاسخ مثبت یا منفی به هریک از این سوال‌ها زیربنای بسیاری از کسب و کارهای امروز را دگرگون خواهدساخت. این‌ها تنها نمونه‌هایی از روندهای چالش‌آفرین محیط امروز است، هر چند به روشنی ابعاد موضوع را مشخص می‌سازد.
افزایش روزمره حیطه و سرعت جابجایی اطلاعات، سرمایه و کالا در ابعاد گوناگونی ماهیت کسب و کار را متحول ساخته‌است. یکی از این ابعاد تبدیل رفتارهای خطی و قابل برآورد بازار به رفتارهای غیرخطی و پیچیده است. علت این امر افزایش تعداد عوامل موثر در بازار و رابطه متقابل بین آن‌هاست. امروزه به‌سختی می توان برای بازارهای محلی قواعدی خاص خود وضع کرد و متقابلاً شرایط بازارهای محلی نیز هر روز نقش بیشتری در تعیین روند کلی جهان پیدا می‌کنند. این فعل و انفعالات گسترده و پویا به چندرگه‌سازی پیکره و کسب و کار جهانی (با تنوع فوق العاده) می‌انجامد و پتانسیل جهش غیرقابل تصوری را ایجاد می‌کند که هر روز بخشی از آن آزاد می‌گردد. بحران بازارهای سرمایه آسیای شرقی در جولای 1997، جنگ جهانی فولاد در سال 2002، ظهور چین بعنوان یک ابرقدرت اقتصادی در بازارهای جهانی، یکپارچگی پولی، تجاری و سیاسی اتحادیه اروپا (علی‌رغم تضادها و تفاوت‌های درونی) برخی از شواهد این پدیده است. این تغییرات در بسیاری از موارد پیوستگی روند را می‌گسلد و به تغییرات گسسته و جهشی می‌انجامد و در برخی از موارد حتی به همراه خود الگوی جدیدی را نیز به ارمغان می‌آورد. الگویی که قواعد کسب و کار را دگرگون می‌سازد. ظهور اینترنت و شبکه ارتباط جهانی بسیاری از قوائد را در محیط کسب و کار درهم ریخت. گسترش حیطه سازمان جهانی تجارت نیز این‌گونه است. تغییرات پیچیده غیرخطی به سادگی قابل برآورد و تحلیل نیستند، و این امر درک صحیح محیط کسب و کار را با مشکل مواجه می سازد.
در مطالعات تجربی و مفهومی، محیط کسب و کار به‌عنوان یکی از مؤلفههای مهم اثرگذار بر مدیریت زنجیره تامین و استراتژیهای رقابتی شناخته شده‌است (بعنوان مثال، فیشر، 1997؛ هانگ و دیگران، 2002؛ اسکینر، 1969؛ رندال و دیگران، 2003).
هماهنگی بین محیط کسب و کار و توانایی‌های سازمان و منابع مبحث اصلی بسیاری از تحقیقات مدیریت استراتژیک بوده‌است. دونکان (1972) بیان کرده است که منبع اصلی تغییر در بازار کسب و کار بازار، رقبا، فن‌آوری و آژانسهای نظارتی میباشد. ورنفلت و کارانی (1987) عدم اطمینان محیطی را ناشی از عدم اطمینان در تقاضا، عرضه، رقابت و شرایط محیطی بیان میکند. برای بیان دید مدیریت عملیاتی، وارد، دورای و لئونگ (1995) رابطه بین استراتژی تولید در سطح فرآیند، محیط کسب و کار و عملکرد کسب و کار را بصورت تجربی در شرکت های سنگاپوری بررسی نمودند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که در یک محیط کسب و کار مشخص، شرکتهای با عملکرد بالا اولویتهای رقابتی متفاوتی نسبت به شرکت‌های با عملکرد پایین را برمی‌گزینند. بطور کلی محیط سازمان ” با مجموعه عوامل موثر بر سازمان که از کنترل مستقیم آن خارج است”، تعریف می‌شود.
وارد و دیگران (1996) پیشنهاد می‌کنند در تمام تحقیقات پیرامون مدیریت استراتژیک و مدیریت عملیات، عوامل محیطی بایستی در نظر گرفته شوند. به‌طور کلی، محیط کسب و کار متشکل است از هزاران نیرویی که در کوتاه مدت، فراتر از کنترل مدیریت است و درنتیجه تهدید و همچنین فرصت‌هایی را برای شرکت‌ها ایجاد می‌کند.
محیط بیرونی یکی از تعیین‌کننده‌های اصلی فعالیت‌ها در سطح سازمانی است. محیط بیرونی سازمان دارای ابعاد گوناگونی است. به‌عقیده آلدریچ (1979) آن‌دسته از ابعاد محیطی که به‌طور مستقیم بر فعالیت‌های سازمان‌ها مؤثر هستند عبارتند از: بخشندگی، پویایی و پیچیدگی محیطی. سیمسک و همکاران (2007) نیز این سه بعد را به‌عنوان ابعاد محیط وظیفه‌ای سازمان‌ها معرفی کرده‌اند.
مینتزبرک(1979) چهار مولفه را برای دربرگرفتن همه حالات مشخصه‌های محیطی کسب و کار معرفی نمود: تنوع، پیچیدگی، پویایی و بخشندگی. دس و برد (1984) با استفاده از روش تجربی و اطلاعات دسته‌بندی‌شده، جهت بیان رابطه بین شرکت‌ها و محیط، سه مولفه محیطی را بیان نمودند: بخشندگی، پویایی و پیچیدگی.
در این پژوهش با توجه به مولفه‌های معرفی شده از طرف مینتزبرگ و همچنین تحقیقات صورت گرفته توسط دس و برد، چهار بعد برای شناسایی محیط کسب و کار در نظر گرفته میشود که در زیر میآید.
* تنوع محیطی
تنوع به درجه‌ای که سازمان با شرایط همگن یا پراکنده مواجه است، اشاره دارد. تنوع محیطی، به واسطه تنوع فعالیت‌هایی که باید انجام پذیرد روی ساختار سازمانی اثر میگذارد (مینتزبرگ، 1979).
* پیچیدگی محیطی
پیچیدگی محیطی به نبود تجانس، تنوع و تعدد عوامل موجود در بخش‌های مختلف محیط سازمان اشاره دارد. مدیران سازمان، به‌خاطر این‌که همواره خود را از یک سو در میان تصمیمات سیاسی و از سوی دیگر واقعیت‌های عملی می‌یابند، همواره با پیچیدگی محیطی روبه‌رو هستند. تصمیمات سیاسی گاهی برای اهداف سیاسی گرفته‌می‌شوند و نمی‌توانند به‌درستی با واقعیت‌های عملی تطبیق داده‌شوند. مدیران در چنین وضعیتی با یک معمای حل‌ناشدنی مواجه می‌شوند. یک عامل پیچیدگی دیگر برای سازمان‌ها، واقعیت‌های اقتصادی در قالب محدودیت‌های بودجه‌ای است، چراکه ملزم به ارائه خدمات بیشتر با بودجه محدود هستند.

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید