2-4-8- طرح قانون ممنوعیت حجاب در آمریکا
2-4-9- اسلام حراسی ومقابله با حجاب
2-4-10-مسئله حجاب درزمان حکومت رسول خدا(ص)
فصل سوم:مستندات حجاب
3-1-بخش اول: آیات
3-1-1- حجاب درقرآن
3-1-2-تاریخ نزول احزاب ونور
3-1-3-تفسیر آیه حجاب
3-2-بخش دوم : روایات
3-2-1-حجاب در روایات
3-2-2-زمان برقراری حجاب میان اسلام وایران وروم

3-2-3-شواهد در تعارض حجاب
3-2-4-روایات درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه الزهرا(س)
3-2–5-توجه به حجاب با رویکرد عقلایی وعلمی
فصل چهارم : حجاب از نظر علماء و دانشوران حقوق ایران
4-1-بخش اول :حجاب از دیدگاه دانشوران ، فقها
ز
4-1-1- حجاب وعفاف از منظر فقهی
4-1-2- تعریف مفاهیم حجاب شرعی
4-1-3- حجاب از منظر حقوقی
4-1-4- حجاب در حقوق بین الملل
4-1-5- قلمرو حجاب
4-1-6- فتوای فقهاء درباره حجاب

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-1-7-حجاب از دیدگاه مراجع تقلید
4-2-بخش دوم : حجاب در حقوق ایران
4-2-1- ارکان جرم قانونی بی حجابی
4-2-2-رکن مادی
4-2-3-رکن معنوی
4-2-4-مراحل جرایم
4-2-5-مرحله تعقیب جرایم
4-2-6-مرحله تحقیق جرایم
4-2-7-مرحله دادرسی جرایم
4-2-8-مرحله اجرای جرایم
فصل پنجم : نتیجه گیری
منابع
ی
چکیده
چکیده
گرایش به پوشش و عفاف یک گرایش فطری در میان زنان و مردان است. اما میزان و شکل آن رابطه مستقیمی با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد. احکام‌ اسلام‌ بر اساس‌ جلب‌ مصالح‌ و دفع ‌مفاسد مبتنی‌ بر فطرت پاک‌ انسان‌ و عدم‌ ضرر است‌. خالق‌ انسان‌ بهتر از هر نهاد یا منبعی‌ می‌داند که‌نیاز فطری‌ انسان‌ چیست‌؛ زیرا بدون‌ تردید اگر پروردگار را تنها علت‌ اصلی‌ پیدایش‌عالم‌ هستی ‌بدانیم‌، به‌ طور قطع‌ علم‌ و عدالت‌ آن‌ ذات ‌بی‌همتا اقتضا دارد که‌ منبع‌ اصلی‌ قانونگذاری‌ نیز برای‌ رفتار و گفتار شخصی‌ و اجتماعی‌ انسان‌باشد.
تاریخ مکتوب انسانی مدنی، بر این واقعیت گواهی می دهد که همزمان با آغاز زندگی اجتماعی بشر، در قالب خانواده، خویشاوندان و جامعه، مفاهیم محرم و نامحرم و گونه ای از حریم گیری و محدودیت، به عنوان معیار بایدها و نباید ها در برقراری روابط جنسی، شکل معاشرت، چگونگی تماس گفتاری و پوشش بدنی، مطرح بوده و جلوه حجب، حیا و عفاف او به حساب می آمده است. یکی از نمادهای حیا و عفاف، نماد پوشش و لباس، بوده است و پایبندی به آن برای زنان یک کمال به حساب می آمده است. ولی چهار قرن پیش، در اثر رنسانس در غرب فرهنگ شرم ستیزی و عفت گریزی، طراحی گردید. با این تحول، محرم و نامحرم معنای خود را از دست داد، شرم، حیا و عفت همراه با لباس زن فرو ریخت، تمام محدودیتها، در تعامل دو جنس مخالف، از میان برداشته شد و پوشش اندام مشخص کننده جنسیت زن، نشانه عقب ماندگی و مخالف حق آزای او قلمداد گردید.
از آن جا که در دهه‌های اخیر برخی کشورهای اروپایی محدودیت‌هایی برای پوشش زنان مسلمان وضع نموده‌اند، لذا تبیین حقوق اقلیت‌ها در حقوق بین‌الملل ضروری می‌باشد. این پایان نامه ضمن اشاره به مفاهیم ، مبانی و تاریخچه ی حجاب ، به بررسی این مقوله از منظر فقهی و حقوقی ( داخلی و بین المللی ) می پردازد. در نهایت برآیند پایان نامه این است که با احراز شرایط در مورد مجرم، عمل بی حجابی، جرم تلقی می شود و قابل مجازات است و ممنوع دانستن حجاب نقض حقوق بشری افراد و آزادی دینی آنان است و بیشتر ناشی از فشارهای سیاسی و اجتماعی می‌باشد
کلید واژه :حجاب- عفاف – فقه – حقوق – اقلیت‌ها- زکات
مقدمه
مقدمه
بی هیچ شبهه ای حجاب از مسلّمات شریعت و از واجبات قطعی و ضروری آن است ولااقل فقهای امامیه در این زمینه تردیدی ندارند . وظیفه پوشش که اسلام براى زنان مقرر کرده است ‏بدین معنى نیست که از خانه بیرون نروند. زندانى کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست.پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود بامردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمایى نپردازد.آیات مربوطه همین معنی را ذکر مى‏کند و فتواى فقها هم مؤید همین مطلب است و ما حدود این پوشش را با استفادهاز قرآن ومنابع سنت ذکر خواهیم کرد.
نشانه بودن “حجاب” برای “عفاف” گریزناپذیر است. پوشش، نشان عفاف است. عفت و حیا، خصلتی انسانی است که تاریخ بر نمی تابد و مورد پذیرش تمامی انسانها بوده و هست. و انسانهای بزرگ و ادیان آسمانی نیز بدان توصیه کرده اند. در شریعت اسلامی نیز بر آن تأکید فراوان شده است. همین خصلت انسانی یکی از فلسفه های اصلی پوشش آدمی بوده است.
حیا و عفاف از ویژگیهای درونی انسان است و حجاب به شکل و قالب و نوع و چگونگی پوشش بر می گردد. تفاوت باطن و ظاهر یا روح و جسد و یا گوهر و صدف را می توان به عنوان تمثیل دراین زمینه به کاربرد.
پوشش اسلامی و حجاب یکی از آموزه‌های دین اسلام است که بسیاری از زنان مسلمان به عنوان تکلیف دینی به آن عمل می‌کنند.
بر اساس موازین حقوق بشر نیز هر انسانی از حق آزادی فکر، وجدان و دین برخوردار است. این حق شامل اظهار عقیده و ایمان، تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی به نحو فردی یا جمعی، خصوصی یا عمومیخواهد بود (ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر).
علیرغم بحث‌های فراوان، برخی کشورهای اروپایی با گذراندن قانون خاص، استفاده از پوشش اسلامی را در مدارس ابتدایی و راهنمایی ممنوع کردند؛ در نتیجه، محدودیت‌هایی برای زنان و دختران مسلمان ایجاد شده است
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1-بیان مساله
پوشش و حجاب یکی از موضوعات دینی مورد توجه در عصر کنونی در چوامع اسلامی است که چرایی آن از ابعاد مختلف مورد کنکاش و بازخوانی قرار می گیرد ، گاه به لحاظ تاثیر آن در امنیت اجتماعی زنان ، گاه از جهت حق یا حکم بودن آن ، گاه در میزان دخالت حکومت در امر پوشش …و گاه تبیین جایگاه این امر در چینش قانونگذاری ضروری می نماید و ارتباط آن با سایر احکام درعرض و از طرفی رابطه طولی آن با اصول و ضوابط و قواعد و مقاصد کلان شرعی، لازم می گردد. از طرفی طراحان نظام بین المللی که اهداف و مقاصد شومی را در پشت پرده مقابله با عفاف و عزت دینی دنبال می کنند و دختران و زنان را در جهت اهداف ابزار گرایانه و سلطه مدارانه خود به سویی سوق می دهند که در طریق تأمین اصالت لذت و اصالت قدرت و منفعت خود از جایگاه ابزاری برخوردار گردند؛ از این رو به جاست که در حریم دفاع از ارزشهای معنوی و برملاسازی دستهای ناپیدای معاندین تلاشهای لازم صورت گیرد و ضوابط و معادلات و منطق دین نسبت به این حکم ارزشگذار روشن گردد.
در این پایان نامه اهتمام بر آن است که پشتوانه های حکم حجاب در سیستم قانونگذاری اسلامی مورد بررسی قرار گیرد و نقش مقاصد کلان شرعی و اصول و قواعد حاکم بر اسلوب قانونگذاری مورد تحلیل و بازخوانی واقع شود و گستره اصل عفاف درتعاملات اجتماعی و تاثیر این اصل در شیوه تقنین و امر حجاب مورد بررسی قرار گیرد . و سپس ضرورت و جایگاه حکم پوشش با نگاه عقلانی و وحیانی در هرم قانونگذاری که در طول این نوشتار مستندا ارایه می گردد روشن گردد.
از آن جهت که فصل مقوم و خمیر مایه حیات انسان سیرت درونی و روح ” نفخت فیه مِن روحی ” اوست ، لذا صورت بیرونی او بایستی به تناسب حقیقت وجودیش سامان پذیرد و جسم و جان، ماده و معنا ، وجود و ماهیت او نیازمند تعامل همسو و به موازنه ای به تناسب حقیقت و طبیعت خود نیازمند است .
حال این توازن چگونه میسر است ؟! سوالی است که تاریخ زندگی بشر را پیوسته به خود مشغول داشته ، لیکن قدر متیقن برای اهل بصیرت آن است که بنابر اصل ” تاثیر و تاثر سیرت و صورت ” هرچه بطن حیات بشر هدفدارتر و به واقع گرایی نزدیکتر باشد متن آن از صفا و طراوت و طهارت و قانونمندی بیشتری برخوردار است .
از طرفی حقیقت دین و بطن شریعت همان تنظیم قوانین برای متن طبیعت است و اصل ” موازنه میان طریقیت و فطرت و طبیعت ” از اصول مسلم نزد متفکرین علوم دینی است . اینجاست که اصول و مستندات عقلانی پایه های استدلال آیات وحیانی می گردد و قواعدی چون ملازمات عقلی در تثبیث حکم شرع بکار گرفته می شوند و در پس هر حکمی علتی و در پس هر علتی حکمتی و در پس هر حکمتی مصلحت و غایتی و در غایت اینکه قوام دین بر مقاصدی کلان و عالی استوار است که بر اساس آن در نظام جهان بینی توحیدی و بدنه قانونگذاری الهی، نه جای زیادت در قوانین و احکام است و نه زمینه ای برای حذف و نقصان . لذا بدعت و انحراف، کتمان و التباس ،تحریف و انفکاک همگی مذموم و محکوم به بطلان و گمراهی است .
بر همین اساس اجزاء قانونگذاری اسلامی چونان حلقات زنجیره ای پیوسته و بهم مرتبطند در عین آنکه هر جزء از حکمت و مصلحت و غایت ویژه برخوردار است و به منزله و مجموعه معناداری است که جداسازی یک حکم اختلال در سیستم را بدنبال دارد و اصل وحدت حاکم بر نظام عالم بر شاکله قانونگذاری به صورتی دقیق و معناداری سایه افکنده .وضرورت توجه و تحقق ” إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ …ِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالأمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ ” 1روشن میگردد. یعنی پروردگاری که گستره هستی از او تحقق یافت و آفرینش تو با ربوبیت او شکل گرفت ، همو قانونگذار شریعت است و خلق و امر به دست اوست .لذا برکات عالم وجودوکمال موجودات بویژه انسان، در سایه یکتایی امر خلقت وحکم شریعت است.
مقاصد شرعی وحجاب ،توطئه های جهانی وحجاب
برهمین اساس حکمی چون ستر و حجاب مسبوق به اهداف و غایات و حلقاتی از اصول، چون اصل طهارت ، اصل کرامت ، اصل عفت و …است و هر یک از این اصول بعنوان مقومات قانونگذاری اسلامی در لایه های زیرین و عمیق قانونگذاری به گونه ای نهادینه شده که چتر حمایتی هر یک بر کل سیستم سایه افکنده .لذا فلسفه حجاب و ستر به فلسفه پوشش و نفی عریانی و شیوه لباس پوشیدن و اسلوب لباس پوشیدن به حفظ عفاف و حفظ عفت به حفظ تمامیت ویژگیهای انسانی است .
حفظ نفس، حفظ عقل ، حفظ نسل،حفظ دین و… ، از مقاصد کلانی هستند که پشتوانه احکام شرعی در اندیشه متفکران اسلامی معرفی می گردند وکتب متعددی به تناسب مباحث وموضوعاتی چون مقاصد شرعی، فلسفه احکام،فلسفه حقوق و… دراین زمینه به رشته تحریر در امده است.
لذا بجاست که در تبیین موضوعات شرعی و ترسیم جایگاه آن به پشتوانه های احکام و فلسفه آن و اصول و قواعد حاکم هم عنایتی ویژه بشود . بویژه آنکه یکی از ابزارهای نفی دیانت در عرصه تبلیغات جهانی نفی عقلانیت و منطق و استدلال از پیکره قانونگذاری دینی است .
هدف از نگارش این پایان نامه ترسیم جایگاه حکم حجاب و پوشش با نگاه تبیین جایگاه مقاصدو اصول حاکم بر آن در سیستم کلان قانونگذاری و تاثیر آن در ثبات و سلامت جامعه و تاریخ انسانی است.
1-2-پیشینه تحقیق
حجاب در کلام الله مجید در سوره های نور و احزاب به صراحت و وضوح تبیین شده است . در این آیات شریفه حدود حجاب ، آثار و کارکردهای آن بیان گردیده است ؛ در حقیقت ، حجاب زن مسلمان به فتوای همه ی مراجع معروف تقلید در این زمان یکی از ضروریات دین است .”
لزوم پوشیدگی زن براساس شش دلیل قطعی قابل اثبات است که هر یک به تنهایی برای اثبات ضرورت حجاب کافی است : 1- قرآن کریم ، 2- روایات شریفه ، 3- سیره یاهل بیت علیه السلام ، 4- براهین عقلی، 5- فطرت و طبیعت انسانی و تاریخ. .
“مورخان به ندرت از اقوامی بدوی یاد می کنند که زنان شان دارای حجاب مناسب نبوده یا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می شدند . تعداد این اقوام به قدری نادر است که در مقام مقایسه – به قول اندیشمندان – قابل ذکر نیستند و شاید بتوان گفت : وجود برخی موانع سبب جلوگیری از بروز تمایلات و استعدادهای فطری و طبیعی آنان شده است و یا عواملی باعث انحراف آنان از مسیر فطرت گشته است .”2
“در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالاً در هند حجاب وجود داشته است و از آن چه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است اما در عرب جاهلیت حجاب وجود نداشته است و به وسیله ی اسلام در عرب پیدا شده است .” 3
“اگر به لباس ملی کشورهای جهان بنگریم به خوبی حجاب و پوشش زن را در می یابیم . براون واشنایور ، نویسندهی غربی ، در کتابی به نام پوشاک اقوام مختلف ، پوشاک اقوام گوناگون جهان از عهد باستان تا قرن بیستم را به صورت مصور ارائه کرده اند . نگاهی کوتاه به این کتاب روشنگر این واقعیت است که در عهد باستان در میان یهودیان ، مسیحیان ، زرتشتی ها ، یونانیان و اهالی روم ، آلمان ، خاور نزدیک و برخی مناطق دیگر پوشش زن به طور کامل رعایت می شده است ، به گونه ای که زنان چین در معابر عمومی جز در پرده و ملحفه ظاهر نمی شدند و در خانه نیز دارای اندرونی و بیرونی بوده اند.” 4
کتاب “زن در آینه تاریخ” پس از طرح مفصل علل و عوامل تاریخی حجاب، می نویسد: با توجه به علل ذکر شده و بررسی آثار و نقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط می شود؛ و به این دلایل، عقیده عده ای که می گویند “مذهب” موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت که در دگرگونی و تکمیل آن بسیار موثر بوده است. ( علی اکبر علویقی، زن در آیینه تاریخ )پیشینه حجاب در شکل چادر بر اساس شهادت و گواهی منابع حجاب ولباس، اسناد و مدارک تاریخی زیر مبین آن است که پیشینه‌ی تاریخی که حجاب در شکل چادر، به صدها سال قبل از پیدایش قاجار در ایران بر می‎گردد . حجاب در شکل چادر، علاوه بر ریشه‌ی عمیق دینی، دارای ریشه‌ی عمیق تاریخی و ملی نیز هست و صدها سال قبل از پیدایش قاجار از آن استفاده می‌شده است.
پوشاندن موی سرازدیرباز در همه دینها رواج داشته وزن ومرد کم و بیش ازآن پیروی می کنند. درآیین یهود ،مردان باکلاهک کوچک سیاه رنگی موی سررا می پوشانند ودرباب 14ازسفر پیدایش جنین می خوانیم :چون ریوقا (زن آینده او)از آمدن اسحاق به وسیله غلام خودآگاهی یافت ،برقع (روبند)برگرفته خودرابپوشاندی بدین روی ،زنان هم موی وروی ازمردبیگانه پنهان می کردند .درمیان رومیان ویونانیان باستان ،زنان بایستی بالباسهای بلند وموی پوشیده درروسری دراجتماع دیده میشدند.درشاخه کاتولیک مسیحیت ،زنان دیرنشین درلباس های روحانیت ،باموی پوشیده وروی بدون آرایش ،به کارهای مذهبی واجتماعی می پردازند. به عقیده پولس ،حواری معروف عیسی مسیح :نقاش رف زن است.پس اگر گیسو فرو گذارد این مایه بزرگواری است.
حجاب آنچنان که درآیات قرآن درسوره های مختلف آمده ،سدی برای فعالیت اجتماعی زنان وبا پیشرفت علمی ویادگیر ی وآموختن دانش برای آنها بوده است .درنخستین دوران گسترش اسلام وزندگی پیامبر ،زنان بامردان درمیدان های جنگ دوشادوشش شرکت داشتند،باهم به نمازهای دسته جمعی ومسجد می رفتند.درمیان آنان زنان شاعر،دانشمند،پزشک وبازرگان دیده شده است.
درایران قبل ازاسلام که بیشترایرانیا ن زرتشتی بودنداستفاده ازچاد ررواج داشته وپوششی بوده که موی سرزنان راپوشانده وتانزدیکی های زانومی آمده است. برای همین است که چادربیشترازآنکه سنتی عربی باشد پوششی است ا یرانی. در زمان ایرانباستان به تصاویری از بانوان ایرانی بر می‎خوریم که علاوه بر لباس، بدن خود را باچادری که شبیه به چادر زن امروز ایران است میپوشاندند.)مهدی قانع، “انسان پوشش و ریشه‎های تاریخی” 5
پارسی ها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: “از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.”6
“لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.”7
زنان عهد هخامنشی عموماً چادر بر سر داشته و پیراهن‎های بلندی که تا مچ پای آنان رامی‎پوشانده به تن می‎کرده‎اند8
زنان عهد ساسانی، گاهی چادر گشاد و پُرچینبه سر می‎کردند که تا وسط ساق پا می‎رسیده است. نقوشی از بانوان ساسانی دربشقاب‎های نقره ساخته شده است که در آن هر یک از بانوان، چادری به خود پیچیده‎دارند.9 زنان در این دوره که احکام دینی زرتشتیان در کشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: “چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.”10
1-3-ضرورت واهداف تحقیق
ضرورت طرح این موضوع در این پایان نامه از آن جهت است که از ویژگیهای جوامع بشری پس از عصر روشنگری بی توجهی به مبانی اخلاقی و نادیده انگاری نیازهای معنوی بشر در سامان دهی روابط اجتماعی و تدوین مفاد حقوق مدنی بود. این رخداد تلخ در گذار از زندگی سنتی به مدرن موجب آن گردید که انسان از موضع مسئولیت پذیری و انعطاف اخلاقی فعال به موضع تاثیر پذیری منفعل کشانده شود و اندیشه های انسان محور و ظهور مکاتب اومانیسم موجباتی را فراهم ساخت که توجه جوامع بشری را معطوف بخش مادی زندگی گرداند و دین در مقابل دنیا و علم و عقل در مقابل شرع قرار گرفت . لذا حق گرائی و نقش تفکرات توحیدی در اسلوب قانونگذاری اجتماعی رو به زوال نهاد ، به گونه ای که نوع ارتباطات بشر بریده از دین و خدا محوری تعریف گردید و تفکرات نوین عصر روشنگری جدایی سیاست را از دیانت القا نمود به طوری که در مفاد و قراردادهای حقوقی و معاهدات بین المللی دیگر جایی از ” حق الله ” باقی نماند .
لذا به رغم آنکه تمام مکاتب حقوقی بر اصولی چون نفی ظلم و تحقق عدالت اصرار می ورزیدند ، لیکن بنیان حقوق و مکاتب اجتماعی بر پایه شرک و دخالت مستقیم انسان و نفی حاکمیت الهی مقرر گردید که حاصل آن تعدد تفکرات انسان مدار،توسعه شکاکیت، نسبیت ، فردگرایی ، غلبه منافع فردی و فرعی و حزبی بر مصالح جمعی و بالاخره توسعه فرهنگ سلطه و نفی کرامت ، عزت ، استقلال ، معنویت و عدالت و عفت از جوامع بود .
این وضعیت در جهان به موازات دین زدایی از پیکره زندگی بشر، اختلالاتی را در جوامع اسلامی پدید آورد، که از آن جمله تحت الشعاع قرار دادن پوشش دینی و حتی بی اعتبارساختن لباس ملی آنان بود. اگر چه آنان با سلاح تعقل گرایی وعلم به کارزار دین آمده بودند
لیکن واقعیت ان بود که عقل وخرد، ابزاری برای توسعه اهداف آنان بیش نبود
1-4-فرضیه ها
چرا حجاب کامل زنان فقط در کشور ایران اجباری است؟ فرضیه ی تحقیق
پرسش :چرا حجاب به صورت پوشش کامل بدن به جز قرص صورت و مچ پا و مچ دست، فقط در کشور ایران اجباریست و در دیگر کشورهای مسلمان به این صورت نیست ؟ مگر کشورهای عربستان یا مصر یا ترکیه یا … مسلمان نیستند؟
پاسخ اجمالی:حجاب و پوشش زنان یکی از دستورات اسلام است. در دیگر ادیان الهی نیز چنین دستوری وجود داشته است . در قرآن مجید و بسیاری از روایات محدوده ی آن به این صورت بیان شده است که زن در برابر نامحرمان تنها می تواند صورت و دو کف دست خود را آشکار کند. بنا بر این تشریع و قانون مند شدن آن ربطی به حکومت ها و نظام های اسلامی و غیر اسلامی ندارد . حجاب تا آنجا که در حریم زندگی خصوصی افراد است، یک امر فردی و خصوصی است و کسی نمی‌تواند دخالت کرده، ولی آنگاه که به یک امر اجتماعی تبدیل شد و با حقوق دیگران ارتباط پیدا کرد، حکومت و حاکم می تواند از باب نهی از منکر و صیانت از اخلاق و معنویت جامعه، رعایت حجاب را الزامی کند و برای آن مجازات تعیین نماید، زیرا بی حجابی از محرمات الهی محسوب می گردد و طبق قاعده هر فعل حرامی قابل تعزیر است.
بنابراین آنچه بر عهده ی همه حکومت ها و نظام های اسلامی است اجرای دقیق دستورات اسلام است که متأسفانه بسیاری از دولت های اسلامی در این زمینه کوتاهی می کنند.
پاسخ تفصیلی:حجاب و پوشش زنان یکی از دستورات اسلام است که در دیگر ادیان الهی نیز چنین دستوری وجود داشته است. حجاب و پوشش زن به حدی اهمیت دارد که در قرآن مجید و بسیاری از روایات، مطرح و محدوده ی آن بیان شده است.
خداوند متعال در سوره ی نور در این باره می فرماید: “به زنان مؤمن بگو که چشمان خود فرو گیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینت های خود را جز آن مقدار که پیداست، آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینت های خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود و یا … و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند دانسته شود… دراین آیه به وجوب پوشانیدن تمام زینت ها و سر و گردن در برابر نامحرمان تصریح شده است.بسیاری معتقدند که صورت و دست ها از مچ به پائین (وجه و کفین) از حکم حجاب استثنا شده اند و در آیه هم قرائنى بر این استثنا وجود دارد؛ از جمله
الف: استثنای زینت ظاهر در آیه ی فوق، خواه به معنى محل زینت باشد یا خود زینت، دلیل روشنى است بر اینکه پوشاندن صورت و کفین لازم نیست.
ب: مفهوم دستور آیه ی فوق در مورد انداختن گوشه ی مقنعه [و روسری] به روى گریبان، که منظور، پوشانیدن تمام سر و گردن و سینه است و سخنى از پوشانیدن صورت در آن نیست، قرینه ی دیگرى بر این مدعا است11. شواهد تاریخى نیز نشان مى‏دهد که نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام جنبه ی عمومى نداشته است.
ائمه ی طاهرین(ع) نیز در روایات زیادی، در توضیح و تفسیر این آیه ی شریفه، مقدار لازم حجاب و پوشش واجب را بیان کرده­اند. فضیل یسار (یکی از یاران امام صادق (ع)) می­ گوید از آن حضرت سؤال کردم: آیا ذراعین (از مچ تا آرنج دست) زن، از زینتی که خداوند فرموده است نباید آن را برای غیر شوهران­شان آشکار کنند، محسوب می­شود؟ حضرت فرمود: “بله و آنچه از بدن از خمار (روسری یا مقنعه) پائین تر است از زینت حساب می شود… .”12
همچنین مسعده بن زراره از امام صادق(ع) نقل می کند که وقتی از حضرت در باره ی زینتی که زن می تواند آشکار کند سؤال شد فرمود: “صورت و دو کف دست.”13
البته باید به دو نکته توجه داشت:
1. از نظر اسلام، پیدا بودن صورت زن در صورتی اشکال ندارد که بدون آرایش یا همراه با آرایش های خیلی جزئی که در عرف زینت به حساب نمی آید، باشد و مفسده ای را هم به همراه نداشته باشد.14
2. در مواردی که بیان می شود که پوشیدن وجه و کفین لزومی ندارد، به این معنا نیست که نگاه و نظر به آن از طرف مرد اشکالی ندارد، چون ملازمه ای بین آن دو نیست و آنچه در اینجا بدان پرداختیم مسئله ی اول است.)
بنا بر این تشریع و قانون مند شدن حجاب زنان و تعیین محدوده آن بر عهده شارع مقدس اسلام (خداوند متعال و پیامبر اکرم (ص)) بوده که به خوبی انجام شده است. آنچه بر عهده حکومت ها و نظام های اسلامی است اجرای دقیق دستورات اسلام در همه زمینه ها و مخصوصا در زمینه حجاب و پوشش زنان (به خاطر تأثیر آن در سلامت اخلاقی جامعه و استحکام بنیان خانواده ها) است.
حجاب تا آنجا که در حریم زندگی خصوصی افراد است، یک امر فردی و خصوصی است و کسی نمی‌تواند دخالت کرده و تجسس نماید، ولی آنگاه که به یک امر اجتماعی تبدیل شد و با حقوق دیگران ارتباط پیدا کرد ، حکومت و حاکم می تواند از باب نهی از منکر و صیانت از اخلاق و معنویت جامعه، حجاب را الزامی کند و برای آن مجازات تعیین نماید. بی حجابی از محرمات الهی محسوب می گردد و طبق قاعده هر فعل حرامی قابل تعزیر است و تعزیر نیز با نظرِ حاکم است، یعنی از دیدگاه فقهی حاکم شرع می تواند برای جلوگیری از گسترش محرمات الهی و بالخصوص بی حجابی، مجازات وضع کند.]
متأسفانه بسیاری از دولت های اسلامی در این زمینه کوتاهی می کنند و نتیجه آن همانا گسترش فساد اخلاقی، افزایش بی رویه طلاق و… است که در جوامع اسلامی مشهود است. شما داستان غم بار اندلس سابق و اسپانیای امروز را شنیده‌اید و حرص و ولع مراکز استعماری را برای شیوع اخلاق جنسی غرب در بین مسلمین را ملاحظه می­کنید! آیا اگر زنان و دخترکان زیباروی طناز به بازار جوانان پاک و اما پر از غریزه و هیجان و شهوت در آیند و متاع جمال و نمای خود را در چشم و خیال حساس آنان به حراج گذاشته و از آنان دل ربایی کنند، جلوگیری از آنان دخالت در حریم شخصی افراد است؟ مسلما دخالت حاکمیت اسلامی سالم به عنوان آمر به معروف و نگهبان سلامت اخلاق و معنویت دینی جامعه است ، البته به دور از افراط و تفریط.
البته از دیر باز تاکنون در ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی بحمدالله زنان مسلمان خود مدافعان واقعی و دلبسته گان حجاب ـ البته با مراتب مختلف آن ـ بوده و هستند و چنانچه در تاریخ دیده و خوانده‌اید، در مقابل کشف حجاب رضا خانی و پسرش در ایران مقاومت ها کردند و هم اینک ما هر روزه شاهد صحنه های زیبایی از مقاومت زنان مسلمان در دفاع از حجاب اسلامی حتی در کشور های غیر مسلمان مدعی آزادی هستیم که به بهانه های واهی از حضور زنان در مجامع علمی و دانشگاهی جلوگیری می کنند.
1-5-ساختار ومحدوده تحقیق
این تحقیق در پنج فصل به بررسی فقهی حجاب وحدود آن در مذاهب خمسه وحقوق ایران پرداخته که در فصل اول کلیات تحقیق و در فصل دوم تعاریف، اصطلاحات و مباحث عام پرداختم و سپس در فصل سوم به بررسی مستندات حجاب ودر فصل چهارم به بررسی حجاب از نظر علما ء ودانشوران ایران و در فصل پنجم به بیان نتایج آن پرداخته است.روش تحقیق این پایان‌نامه (توصیفی ـ تحلیلی) است که شیوه‌ی جمع‌آوری اطلاعات آن بصورت کتابخانه‌ای بوده و در این راستابه جمع‌آوری مطالب مربوط به موضوع آن بصورت فیش‌برداری و با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای تخصصی فقهی و حقوقی و پایگاههای اینترنتی می‌باشد.
فصل دوم
اصطلاحات ومفاهیم ومباحث عام
2-1-بخش اول
2-1-1- حجاب درلغت
الحجاب جمع حجب به معنای پرده و پوشش می باشد15 . می توان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.16این واژه را این گونه توضیح می دهد که حجاب به معنای ” لسان العرب ” ابن منظور در پوشاندن و نیز اسم چیزی که پوشانیدن با آن انجام می گیرد ، می باشد و هر چیزی که میان دو چیز جدایی بیاندازد ، حجاب است. 17
مفهوم حجاب چیست و از نظر قرآن و حدیث، حجاب و پوشش اسلامی دارای چه ابعاد و اقسامی است؟
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است18. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است19. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد20.
در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یکی از احکام وجوبی اسلام، این است که زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‎گری و خودنمایی نپردازد.
بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
گاهی مشاهده می‎کنیم که بسیاری از زنان محجبه در پوشش خود از رنگ‎های شاد و زیبا و تحریک برانگیز استفاده می‎کنند که به اندامشان زیبایی خاصی می‎بخشد و در عین پوشیده بودن بدن زن، زیبایی‎اش آشکار است، گویی که اصلاً لباس نپوشیده است21؛ و این دور از روح حجاب است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛
مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده ‎اند:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ22؛ ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ23؛ ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ24؛ پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ25؛ و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
2-1-2- حجاب در اصطلاح
حجاب در کاربرد فقهی و اصطلاح فقیهان ، قلمرو کوچک تر و معنای محدودتری دارد و مقصود از آن پوشش ویژه ای برای زنان است، که مانع و بازدارنده ی نگاه نامحرمان به آنان و مانع انگیزش تمایلات جنسی مردان باشد،پیدایش و کاربرد این اصطلاح به جای ستر که در گذشته میان فقیهان رایج و معمول بوده است. به باور برخی از محققان چون شهید مطهری، پیشینه ی چندانی ندارد ویک اصطلاح نسبتاً جدید است.26
حجاب در علومى چون عرفان و طب و شاید دیگر علوم، اصطلاح خاصى دارد27اما در مسئله مورد بحث این نوشتار که مسئله اى فقهى است داراى معناى خاصى نیست. این واژه در فقه در معناى لغوى خود که همان پرده حائل میان دو چیز باشد به کار رفته و معناى جدیدى براى آن ایجاد نشده بود. در دوران متأخر این واژه معناى اصطلاحى خاصى پیدا کرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است. شهید مطهرى در این باره مى فرماید:

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید